علي بن حسين انصارى شيرازى

126

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

كلف سود دهد و چون طبيخ وى بياشامند حيض براند و حشيش وى چون بخورند درد پشت و جگر و سردى مثانه و چكيدن بول و درد رحم كه از سردى بود سود دهد و صاحب تقويم گويد محلل قوى انثيين بود و مصلح آن روغن قسط تلخ بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : حلبه بضم حا و فريقه نيز خوانند و در گيلان خلبه بخاى مهمله و باصفهان شنبليله و در شيراز شمليز و بهندى ميتهى نامند و گياه آن تا به قدر ذرعى و شاخهاى آن باريك و برگهاى آن ريزه صنوبرىشكل و طعم آن تلخ و برى آن تند و تخم آن لعابى است لاتين TRIGONELLA FOENUM GRAECUM فرانسه FENUGREC انگليسى FENUGREK حلزون نوعى از صدف بود و در ودع و شيح و در صدف گفته شود حلتيت صمغ محروث است و محروث را انجدان گويند و نافه و حلتيت به فارسى انكرد خوانند و بهندى هينك و بشيرازى انكشت گنده و آن دو نوع است منتن و طيب منتن مسخن‌تر بود و بهترين آن و طبيعت آن گرم است در درجه اول چهارم و خشك است در دويم و بهترين آن سرخ‌رنگ بود صافى و چون بگدازند لون آن بسفيدى زند و آنچه مغشوش بود سبزرنگ بود و آنچه بوى آن تيزى كمتر بود طيب خوانند و چون با عسل بياميزند و در چشم كشند روشنايى چشم بيفزايد و در ابتداى نزول آب ايمن باشند از نزول آب و تب ربع را بغايت مفيد بود و بادها بشكند و خون بسته كه در اندرون بود تحليل دهد و با سركه بر داء الثعلب طلا كردن نافع بود و ثاليل و مسمارى و غددها را چون با موم و روغن خلط كنند نافع بود و با سركه برقوبا طلا كردن نافع بود و چون به آب بياشامند حلق را صافى گرداند و با انجير خشك يرقان را نافع بود و مقوى باه بود و چون با سركه غرغره كنند علق از حلق بيرون آورد و بر گزندگى سگ ديوانه نهادن يا با پنير يا با جنطيانا آشاميدن سودمند بود چون با زيت بگدازند و بر گزندگى عقرب و رتيلا مالند سود دهد و اگر با فلفل و سداب بياشامند كزاز را نافع بود و چون با سكنجبين بياشامند شير كه در اندرون بسته شود بگدازاند و صرع را بغايت مفيد بود و دفع زهرهاى حيوانات بكند و زخم تير و تيغ زهردار و مقدار نيم مثقال مستعمل بود و بول و حيض براند و بچه بيندازد و اگر اندكى در سوراخ قضيب نهند نعوظ تمام آورد و اگر با روغن زنبق در شيشه كنند و چند روز بگذارند و بعد از آن بر قضيب مالند زن و مرد لذتى عجيب يابند و اگر در سوراخ دندان نهند درد ساكن كند و كرم بريزاند و اگر نيم درم با آب لسان الحمل حل كرده با ادويهء كه ممسك بود بياشامند فعل وى اقوى بود و قطع اسهال كه از رطوبات بود و خلطهاى لزج بكند و اگر نيم درم از وى و نيم درم سكبينج بياشامند و بدان ادمان كنند فالج و خدر را بغايت نافع بود و درد مفاصل سرد و بواسير و مغص را نافع بود و حب القرع بكشد و مضر بود بجگر و معده و اسحق گويد مصلح آن اشق است و صاحب تقويم گويد مصلح آن جوزبوا بود با قرفه و بدل آن محروث بعد از آنكه به آب بجوشانند و چند جوش بزند و صافى كنند به وزن آن صاحب مخزن الادويه مىنويسد : بكسر حا و مهمله به فارسى انكزد و انقوزه و باصفهانى انكشت گنكره و بهندى هينك نامند لاتين ASA DULCIS فرانسه PRODUIT DE FERULA ASA DULCIS انگليسى SWEET ASA يك نوع ASA DULCIS از ASA FOETIDA است حليفه ذوفرا است و حزا نيز گويند و گفته شد حلبلاب لبلاب است و گويند لاغيه و صفت هر دو گفته شود حلم قراد است و بشيرازى كنه گويند و در قاف گفته شود